|
|
|
|
|
و این اخترک ماست ... جایی که میتونیم بی هیچ دغدغه ای حرفای خودمونو بزنیم ...
جایی که وقتی یه فیل روتو شکم بوآ میکشیم هیشکی فکر نمی کنه که یه کلاه کشیدیم ...
جایی که وقتی از یه دوست تازه حرف بزنی هیشکی نمی پرسه : "چند سالشه ؟ وزنش چقدره ؟ پدرش چقدر حقوق می گیره؟ " بلکه می پرسن : " آهنگ صداش چه طوریه ؟ چه بازیهایی بلده ؟ پروانه جمع میکنه یا نه ؟ " جایی که همه مفهوم حقیقی زندگی رو درک کردن و مثل آدم بزرگا همه چیزو با عدد و رقم نمی سنجن .... جایی که همه راه دوست داشتن گلشونو میدونن و به جای اینکه از رو گفتارش در بارش قضاوت کنن ، از روی کرد و کار گلشون در بارش قضاوت میکنن. جایی که همه به مهرو محبتی که پشت کلک های معصومانه ی گلشون پنهان شده پی بردن و اونو به خاطر اینکه همیشه عطرآگینشون میکنه و دلشونو روشن می کنه دوست دارن. جایی که دلیل وجود آدما اومدن از فلان اخترک نیست بلکه برای اثبات وجودشون به دلیل های محکم تری مثل : تو دل برو بودن ، خندیدن و یا خواستن یه بره نیازه. جایی که پادشاهی نداره که براش مردم فقط یک مشت رعیت برای حکومت کردن باشن .
جایی که خودپسندی نداره که براش مردم فقط یک مشت ستایشگر باشن . جایی که هیچ میخواره ای نداره که برای فراموش کردن سر شکستگی میخواره بودنش می بخوره .
جایی که هیچ تاجر پیشه ی جدیی نداره که صبح تا شب حساب کنه و همه چیز رو تصاحب کنه . جایی که جغرافی داناش گل ها رو هم تو کتاباشون ثبت میکنن . جایی که توش هنوز اهلی کردن فراموش نشده . جایی که همه مثل روباه ، دوست شازده کوچولو میدونن که همه ی سوء تفاهم ها زیر سر زبونه .
جایی که همه میدونن گل خودشون تو عالم تکه و فقط واسه اون می میرن و بقیه گل ها با اینکه خوشگلن ارزش مردن ندارن . جایی که کسی برای صرفه جویی تو وقتش قرص ضد تشنگی نمی خوره و اگر کسی پنجاه و سه دقیقه وقت اضافه داشته باشه ترجیح میده خوش خوشک بره طرف یه چشمه . جایی که همه درک کردن راه برگشت خیلی طولانیه و آدم نمی تونه این جسم سنگین رو با خودش ببره !!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 17:2 توسط شازده کوچولو
|
|
||